زرد خاکستری

خرید بک لینک

گفتم ز چه بنویسم،گفتا زخود از سرگیر،

گفتم که چرا از خود ؟!، سازم ترا درگیر..!

گفتم که چه بنگارم بیگانه ز افکارم،

ابصار همه کور و افهام ، تو مضطرگیر ..

گفتا که مرا ، غافل، خود دانه ای و حاصل،

محصول گذار اینک ،همسویِ سبب پَرگیر ..

گفتم که بد مستم هم یاغی و سرمستم،

تسخر زدم و گفتا ، کوتاه پیِ شر گیر...

گفتا که مرا دریاب بیداری و هم درخواب،

بنمای رها پستی اوج و دو سه برتر گیر..

گفتم که تویی خوابم مستیِ تو را نابم،

رسوایِ ترا اینک ، خود بیش به محضر گیر..

گفتا که ز پختن ها وز آتش و سُختن ها،

پروانگی آموز و ، خاکستری از زر گیر..

گفتم که تویی لیلا هم چاره و استیلا،

مجنونم و ، شایسته لیلایی و بِسترگیر..

گفتا که نه یکباره بد نامی و بدکاره،

رو غوره کنان صبر و ، انگور به محشرگیر..

گفتم که دگر پیرم مهمانی زمینگیرم،

رسوایی ما جانا زین بیش تو کمتر گیر..

گفتا که نه هر مانده بیچاره و درمانده،

مهمان به ما بوده ، ایمانی مُسَخَّر گیر..

گفتم که منم ویران بیت الغزلِ دیوان ،

دیوانه ی خود همچون ، ویرانه مکرر گیر..

گفتا برو ابراهیم ، ویرانه زما ترمیم،

دیوانه تری باید ، دیوانگی خوشتر گیر..

بهمن نود و چهار..
ابراهیم حسینی

شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: زرد خاکستری, نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:31

صفحه بندی