رقص مستانه

خرید بک لینک

رقص مستانه

ساقی همه جا رقصان،پا کوبد وهم دَستان،

بدمستیِ او نام و بدنامیِ سر مستان..

خود هلهله برپا کن رستاخیز و غوغا کن،

آوایِ هَزار آمد گلها همگی رَستان..

مخمورِ ترا تاکم ،خود شعله یِ افلاکم،

مجنونم اگر بید و ،سروَم به سروستان...

مستی زِ ازل جویم رندانه غزل گویم،

هر بود دراین ابیات،نابود همه هستان..!

یوسُف رُخی مهمان شد مجلس چه پریشان شد،

از خویش بریدند و انگشت و همه شستان ..

خود رانده یِ آن عرشم ،کاین خاکِ تو را فرشم،

اندیشه کنم شاید،زنهار دهی پَستان..

عیسایی و حلاجم،دلداده یِ آن خاجم،

گر سر دهم و دستار همسوی توام جَستان...

شیخا نه بر این دینم برگشته ز آیینم،

مستانه ز تکفیرت بردار شوم رقصان ..

لیلایی و ویرانم،"ابراهیم" و دیوانم ،

زنجیری تو اینک،مجنونم و دِل بَستان.........

خرداد نود پنج/ابراهیم حسینی

شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: مستانه, نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 8:01

صفحه بندی