انفکاک

خرید بک لینک

ای دوست چرا مثنوی انباز کنی،؟

یکتایی چو بینی و دو آواز کنی..؟

گو کیست جز آن عاشق و شیدا که ترا ،

پبوسته خریدار و تو صد ناز کنی ..

هش دار چو مستانه زنی هر سازی،

خوش رقصد و گر سازِ دگر ساز کنی..

او خالق و هم بودِ ترا اوست سبب ،

آگاه است هر آن قصه که آغاز کنی..

پنهان و عیان حائلِ اسرار هموست ،

افشا بکند فتنه ای گر راز کنی..

یادی کن از آن یار چلیپایی مست،

کآموخت ترا عیسوی اِعجاز کنی..

بشنو تو کمی قصه یِ موسی ز شبان،!

زان پیش که خود موسوی ابراز کنی..

او خویش تر از خویش و شما دورستی ،

کو فاصله ای تا که تو ایجاز کنی..؟

از خاک نه ای و که به او زندانی،

ویرانه شوی خاک سرافراز کنی..

منظومه و هر شمس همه سبحان و،

دیوانه شوی سُبحه ای ممتاز کنی..

خود حکمت دلداده یِ هر گُردانی،

افسر چو شوی قصه یِ سرباز کنی..

"آسمان بار امانت نتوانست کشید"،

قرعه حاشا و فریبی که تو اعزاز کنی..!

گو چرا قرعه نمایان و نه اظهار کنند،

چون بدانند بسی حیله که احراز کنی..

نه به این ریشه،به افهام مگر ره جویی،

درک و اندیشه و معنا که دری باز کنی..

این خاک ترا گشته امین" ابراهیم"،

غرض آن چیدن بالی که نه پروازکنی...........

ابراهیم حسینی

شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: انفکاک,انفکاک راهداری,انفکاک دهلیزی بطنی,شوک انفکاکی,ثابت انفکاک,بیهوشی انفکاکی,معنای انفکاک,انفکاک چیست,انفکاک یعنی چه, نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:30

صفحه بندی