با نسیم سحرت ارض و سما می رقصند..
از تو ایمایی و بر لحظه ی ما می رقصند..
آتش افروختی بر خرمن پروانه ، ولی ؛
بی پروا و چنین با پَرِ وا می رقصند..
درس شوریدگی و مشق و یکی تمرین ست،
کاین همه با شررت پخته و نا می رقصند..
زاهد و شیخ جدا،عارف و فرزانه جدا،
نزد یکتایی تو ،خویش و جدا می رقصند..
سوی میخانه روان ،یاغی و بی هوش و دوان،
همه از خود شده و بی سرو پا می رقصند..
قسمت آن بود که با جام تو سرمست شوند،
باده نوشان تو با حول و ولا می رقصند..
مستی آن نیست زِ خود با می و انگور شدن،
تاک و مستانِ تو در حال کُما می رقصند..
عابد ار مست نه ای بیش به محراب مرو،
مست و دیوانه کنون بهر دعا می رقصند..
قلم از نون نوشت آیتی از مایسطرون،
زین سطور، هر قلم و اهل هُدا می رقصند..
حضرت حافظ و هم رومی و هم شیخ اجل ،
همه در باغِ اِرَم یا که صفا می رقصند..
لاله از ولوله ها گفت و ز بلبل بشنید،
کاین هَزاران همه از شوق لقا می رقصند..
زلفِ آن یار رها کن بگذار ابراهیم،
چون ندانی همه با اذن خدا می رقصند...
دی ماه 94
ابراهیم حسینی
شیدایی...ما را در سایت شیدایی دنبال میکنید
برچسب: باده نوشان,باده نوشان مست رخسار تواند,باده نوشان مست دیدار تو اند,شعر باده نوشان,نه از باده نوشان,آهنگ باده نوشان,بجز بنده باده نوشان مباش,دانلود آهنگ باده نوشان, نویسنده: بازدید: 135